برنامه داشتن کافی نیست…..

برنامه داشتن کافی نیست؛ اجرای برنامه مهمه (موانع اجرای برنامه)

مقدمه و چرا کافی نیست:

فکر کنم همه ما حداقل یک بار برای خودمون یک برنامه عالی، دقیق، رنگارنگ، پر از جزییات و با اهداف بلندپروازانه نوشتیم، اما چند روز بعد همان برنامه یه گوشه لابلای کتاب‌ها و برگه‌ها جا مونده و رها شده. فکر نکنید هر کسی این اتفاق براش میفته دانش‌آموز ضعیفی هست، خیلی از دانش‌آموزان برتر هم در ابتدای راه همین مشکل را داشته‌اند. فاصله بین نوشتن یک برنامه‌ی خوب و اجرای اون برنامه، یا فاصله دانستن و عمل کردن، یکی از موانع بزرگ موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان هست. هر سال با دانش‌آموزان زیادی در جلسات مشاوره تحصیلی سر و کار داریم که خیلی از اون‌ها قبلا این تجربه‌ها را داشتند و این مسیر را رفتند، کسانی که در وهله اول مشکلشون نداشتن برنامه نیست، بلکه اجرای مستمر و مداوم برنامه هست که تبدیل به مشکل اصلی در درس خوندن اون‌ها شده.

برنامه درسی، مثل نقشه مسیر هست، اما هیچ کسی با داشتن نقشه به تنهایی، به مقصد نمیرسه، باید ماشین را روشن و حرکت کرد. میتونیم بگیم که برنامه ریزی «نیت» انجام عمل هست و درس خوندن «اقدام»، و این فاصله که در روان‌شناسی بهش «فاصله نیت -عمل» میگیم، هر بار به یک دلیل رخ میده و موجب درجا زدن و اجرا نشدن برنامه میشه. خیلی از بچه‌ها واقعا دلشون میخواد درس بخونن، اما هنگام اجرای برنامه که میشه، مغزشون مسیر راحت‌تر را انتخاب می‌کنه و میبینیم که تغییر واقعی در عملکرد تحصیلیشون اتفاق نمی افته. در ادامه میخوایم چند تا از مهمترین دلایلی که باعث این شکاف نیت – عمل میشوند رو با هم مرور کنیم:

چهار مانع اصلی اجرای برنامه:


۱- کامل گرایی و وسواس در شروع

دانش‌آموزی را تصور کنید که میخواد درس فیزیک را شروع کنه و بخونه، اما به خودش میگه: «اول میزم رو مرتب کنم»، «یه بار دیگه فرمول‌ها رو دوره کنم بعد مسائل رو حل میکنم»، «یه وقت میرم سراغ ریاضی که چند ساعت آزاد داشته باشم که زمان کافی براش بگذارم» و دلایل دیگه...

این ترس و اجتناب از روبرو شدن با یک وضعیت ناقص، باعث میشه که اصلا شروع نکنیم!
راهکار؟ به‌جای اینکه از خودتان انتظار یک جلسه مطالعه کامل داشته باشید، فقط یک «هدف حداقلی» تعریف کنید! هدفی که انجام ندادنش سخت‌تر از انجام دادنش باشد. مثلاً به جای اینکه بگویید «امروز دو ساعت ریاضی می‌خوانم»، بگویید «فقط ۳ تا تست حل می‌کنم» یا «فقط ۲ صفحه می‌خوانم». جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع، بعد از انجام همین مقدار کم، مغز دیگر مقاومتی نشان نمی‌دهد و مطالعه به‌طور طبیعی ادامه پیدا می‌کند. اون چیزی که کامل‌گراها رو متوقف میکنه، بزرگ بودن نقطه شروع هست و نه سخت بودن ادامه مسیر.

۲- اهمال‌کاری و بهانه‌تراشی

تا حالا به خودتون گفتید: «از فردا خییلی جدی شروع میکنم» ؟ این هم یه تله ذهنی دیگه هست، مغز ما در مواجهه با کارهای سخت (مثلا درس خوندن برای کنکور یا تست زدن)، ترجیح میده فرار کنه و به سمت کارهای جذاب تر مثل استفاده از شبکه‌های اجتماعی یا بازی‌ها بره. این اهمال کاری همیشه خودش رو به صورت «شروع از فردا» نشون نمیده، گاهی ممکنه مشغول آماده کردن مقدمات درس خوندن باشیم، اما به مدت ۲ ساعت! در ظاهر داریم آماده میشیم و لوازم رو فراهم میکنیم اما در واقع باز هم داریم فرار میکنیم!

راهکار؟ تصمیم خودتان را به یک برنامه «اگر–آنگاه» تبدیل کنید. یعنی چی؟ یعنی از قبل مشخص کنید اگر موقعیت خاصی پیش آمد، دقیقا چه کاری انجام خواهید داد. مثلاً: «اگر ساعت ۵ بعدازظهر شد، بدون فکر کردن کتاب ریاضی را باز می‌کنم و ۱۰ تست حل می‌کنم.» یا «اگر وسوسه شدم گوشی را بردارم، آن را داخل کشو می‌گذارم و تا پایان مطالعه سراغش نمیرم.» این روش باعث می‌شود هنگام تصمیم‌گیری، مغز انرژی کمتری صرف کند و احتمال عقب انداختن کار کاهش پیدا کند. جالبه بدونید که این روش دقیقا همان «شکاف نیت- عمل» را نشانه می‌گیرد و از بین میبرد.

۳- نبود نظارت بر برنامه، و بازخورد مفید در زمان لازم

بسیاری از دانش‌آموزان بعد از نوشتن برنامه و اجرای کمی از آن، برنامه را رها می‌کنند و به جای این که به دنبال علت اجرا نشدن برنامه بروند، برنامه جدیدی مینویسند به این امید که این برنامه «دیگه ۱۰۰ درصد اجرا بشه». در حالی که باید بدونیم، اجرا نشدن کامل برنامه یک اتفاق طبیعی هست و حتی انحراف برنامه از آن چیزی که در ابتدا نوشته شده بود هم طبیعی هست.

راهکار؟ نظارت بر اجرای برنامه و پیدا کردن مشکلات اون برنامه وقتی برنامه به خوبی اجرا نمیشه! این کار میتونه توسط خودتون، یا والدین، یا یه دوست جدی، یا یه مربی همراه اتفاق بیفته. که مرتبا و هر روز این برنامه و اجراش بررسی بشه، مشکلات اجرا معلوم بشه و برای روز بعد راهکار مناسب پیدا بشه، تا برنامه «بهتر اجرا بشه»

۴- خستگی و مدیریت نکردن انرژی

گاهی بر خلاف چیزی که فکر میکنیم، اصلا مشکل مدیریت زمان نیست! بلکه مدیریت انرژی مشکل اصلی هست. باید بدونیم که همه ساعت‌های روز از نظر میزان انرژی و حوصله‌ای که داریم، کیفیت یکسانی ندارند. اگر درسی که برامون سخته بهش برسیم، در زمان کم انرژی بودنمون بخواد اجرا بشه، یا انجا منمیشه و یا بازدهی کمی داره.

راهکار؟ ریتم شبانه روزی انرژی خودتون رو بشناسید! بعضی ها اوایل صبح برای درس‌های انرژی بر آمادگی بیشتری دارند، و بعضی ها همین انرژی رو در ظهر دارند! سعی کنید در ساعت‌هایی که انرژی کمتری دارید، فعالیت‌های سبک‌تر را بگنجانید. همچنین مصرف آب کافی، استراحت‌های کوتاه، و انجام حرکات کششی در میانه روز میتونه تمرکز و انرژی شما رو دوباره بالا ببره.

نتیجه:

موفقیت تحصیلی، نتیجه ی داشتن کامل‌ترین و بهترین برنامه نیست؛ بلکه حاصل توانایی افراد در اجرای برنامه، اصلاح اشتبااهات و استمرار در ادامه مسیر هست.

اگر در اجرای برنامه درسی‌تان با مشکل مواجه هستید، مشاوران و مربیان تیم ما آماده‌اند تا با ارائه بازخورد هفتگی و تکنیک‌های مدیریت زمان، شما را در مسیر عملیاتی کردن برنامه‌هایتان همراهی کنند.

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!

مربی موفقیت تحصیلی چه کمکی می کند؟

آنچه در این پست میخوانید مربی موفقیت تحصیلی چه کمکی می کند؟ گاهی مشکل دانش آموز برنامه نداشتن نیست مشکل…

بیشتر بخوانید

۵ قفل ذهنی که نمی گذارد از دایره راحتی بیرون بیایی

آنچه در این پست میخوانید ۱) ترس از قضاوت دیگران ۲) شک به توانایی خودت ۳) سخت و آزاردهنده بودن…

بیشتر بخوانید

چرا بیرون آمدن از دایره راحتی برای درس خواندن سخت است؟

آنچه در این پست میخوانید دایره راحتی یعنی چی؟ چرا بیرون آمدن از دایره راحتی برای درس خواندن سخت است؟…

بیشتر بخوانید

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *