۵ قفل ذهنی که نمی گذارد از دایره راحتی بیرون بیایی
۵ قفل ذهنی که نمی گذارد از دایره راحتی بیرون بیایی
وقتی می خواهی تغییر کنی، فقط با درس طرف نیستی پشت صحنه، چند مانع ذهنی هم فعال می شوند
1) ترس از قضاوت دیگران
فرض کن همیشه معروف بوده ای به اینکه شب امتحانی می خوانی یا برنامه هایت را جدی نمی گیری
حالا اگر بخواهی تغییر کنی، ممکن است ذهنت بگوید:
برای همین گاهی حتی تغییر مثبت هم عجیب به نظر می رسد
مثلاً اینکه گوشی را کنار بگذاری و زودتر شروع کنی، شاید اولش غیرطبیعی باشد
اما قرار نیست اول همه تأییدت کنند، بعد تغییر کنی
تغییر معمولاً اول با یک رفتار کوچک شروع می شود، نه با اعلام رسمی
قبل از گوشی، فقط ۱۰ دقیقه درس را شروع کن
2) شک به توانایی خودت
گاهی ته دلت می گویی:
این فکرها مخصوصاً وقتی قوی تر می شوند که قبلاً چند بار برنامه ریخته ای و اجرا نکرده ای
اما گذشته، حکم قطعی آینده نیست
گذشته فقط نشان می دهد روش قبلی جواب نداده
برای تغییر لازم نیست از همان اول اعتمادبه نفس زیادی داشته باشی
اعتمادبه نفس با چند تجربه کوچک ساخته می شود:
این ها کوچک اند، اما برای مغزت مدرک می سازند:
به جای من بی اراده ام بگو:
من هنوز مهارت اجرای برنامه را کامل یاد نگرفته ام، اما می توانم با یک قدم کوچک شروع کنم
3) سخت و آزاردهنده بودن کار جدید
بعضی کارها واقعاً سخت اند
اما سخت بودن، یعنی غیرممکن بودن؟ نه
خیلی وقت ها کاری که اولش آزاردهنده است، دقیقاً همان کاری است که تو را رشد می دهد
دانش آموز دوازدهمی که بعد از آزمون بد کارنامه اش را تحلیل می کند، احتمالاً حس خوبی ندارد، اما همان کار، مسیر آزمون بعدی را بهتر می کند
دانش آموز یازدهمی که از فیزیک فرار می کند، اگر فقط سه تست ساده بزند، هنوز قهرمان نشده، اما از حالت فرار بیرون آمده
کار سخت را کوچک کن
نه: باید کل فصل را جمع کنم
بلکه: فقط ۵ تست اول
نه: باید همه عقب افتادگی را جبران کنم
بلکه: فقط ۱۵ دقیقه برگشت به مسیر
4) ترس از نسخه جدید خودت
گاهی تغییر کردن یعنی از تصویری که از خودت ساخته ای بیرون بیایی
تا دیروز می گفتی:
حالا اگر بخواهی متفاوت رفتار کنی، ممکن است حتی برای خودت هم عجیب باشد
از طرفی، شاید نگران شوی دوستانت نسخه جدیدت را دوست نداشته باشند
مثلاً وقتی کمتر آنلاین می شوی، وقتی زودتر درس را شروع می کنی، یا وقتی می گویی الان باید بخونم، ممکن است حس کنی از جمع فاصله می گیری
اما لازم نیست زیاد توضیح بدهی
رفتار جدید را تمرین کن تکرار، از توضیح قوی تر است
هر روز قبل از آنلاین شدن، یک کار درسی کوچک انجام بده
5) روبه رو شدن با حقیقت های نه چندان راحت
گاهی خروج از دایره راحتی یعنی با چند واقعیت صادقانه روبه رو شوی:
این بخش شاید خوشایند نباشد، اما مهم است
صداقت یعنی خودت را له نکنی، ولی واقعیت را هم انکار نکنی
من افتضاحم
همه اش تقصیر شرایطه
من چند مانع واقعی دارم و می توانم یکی یکی اصلاحشان کنم
آخر روز فقط سه سؤال بنویس:
1. قرار بود چه کاری انجام بدهم؟
2. واقعاً چه مقدار انجام شد؟
3. مانع اصلی چه بود و فردا یک اصلاح کوچک چیست؟
مثلاً:
این یعنی داری رفتار تحصیلی خودت را تحلیل می کنی، نه اینکه فقط خودت را سرزنش کنی
تمرین کوتاه: دایره راحتی تو کجاست؟
دایره راحتی من: گوشی کنار دست موقع درس
قدم کوچک: فقط اولین بازه مطالعه بدون گوشی
اگر وسوسه شدم: گوشی بیرون اتاق
نشانه موفقیت: ۲۰ دقیقه شروع بدون چک کردن گوشی
یکی از این ها را انتخاب کن:
دوباره یکی از آیتم ها را انتخاب کن و تمرین را ادامه بده.
حرف آخر
بیرون آمدن از دایره راحتی سخت است، چون تو را از رفتارهای آشنا جدا می کند
اما اگر همیشه در همان محدوده بمانی، احتمالاً همان نتیجه های قبلی را هم می گیری
برای رشد تحصیلی لازم نیست یک شبه آدم دیگری شوی
تغییر با شعار ساخته نمی شود
با خروج های کوچک از دایره راحتی ساخته می شود