شما هم کارهایتان تلنبار می‌شود؟ (بخش دوم و پایانی)

pile of work

پشت گوش انداختن کارها از آن دسته رفتارهایی است که چپ و راست در مدرسه و خانه مورد نکوهش و سرزنش قرار میگیرد. در قسمت قبل به بررسی ریشه های اهمالکاری پرداختیم در این شماره نیز با ما همراه باشید تا بدانید با اهمالکاری چه کنید …

باورهای اهمال کارانه

اهمال کارها برای اهمال کاری خودشان، دلیل هایی دارند. دلیل هایی که می توان آن ها را ” باورهای غیر منطقی اهمال کارانه” نامید.  افراد اهمال کار اول باید این باورهای غیر منطقی را بشناسند تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند. جالب این جاست که اهمال کارها فکر می کنند که افراد موفق هم همین باورها را دارند، در صورتی که افراد موفق هیچ کدام از این باورها را ندارند.

این باورها و وجه غیر منطقی شان را این جا ردیف کرده ایم:

 ۱٫ به تأخیر انداختن کارها باعث عملکرد دقیق می شود و موجب حفظ اعتماد به نفس می شود.

چالش– همیشه هم این طور نیست. بعضی وقت ها به تعویق انداختن کارها موجب انجام نشدنشان می شود و یا باعث می شود به خاطر استرس زمان پایان کار غیر دقیق تر انجام شود.

۲٫  تأخیر، باعث می شود فشار روانی از بین می برد و شخص می تواند آزادانه و آسان کارش را انجام دهد.

چالش– تاخیر گاهی خودش باعث فشار روانی است

۳٫  این کاری است که سال ها آن را انجام داده ام و تقریباً از آن خسته شده ام، پس دیگر میلی به انجام آن ندارم.

چالش– مشکل با کار تکراری را باید با خود کار حل کرد و نه با به تعویق انداختنش.

۴٫  تأخیر و انجام دادن کار در آخرین لحظات باعث صرفه جویی در وقتم خواهد شد.

چالش– گاهی تبعات انجام کار در دقیقه نود خودش وقت گیر است. در ضمن کار تمام نشده خودش درگیری های ذهنی ایجاد می کند که به صورت پنهان وقت آدم را می گیرد.

۵٫   امروز کاری بهتر و لذت بخش تر در پیش رو دارم که با از دست دادن آن معلوم نیست فردا چنین وضعیتی داشته باشم، پس همان بهتر که کار امروز را به فردا بیندازم.

چالش– این را لذت گراها خیلی باور دارند. اما واقعیت این است که همیشه کارهای لذت بخش و غیر لذت بخش محتملی در هر روز وجود دارند. اگر ما کلا کارهای لذت بخش را ترجیح دهیم همیشه بهانه ای برای به تعویق انداختن کارهای غیر لذت بخش وجود دارد. ضمنا می شود دنبال راه هایی برای لذت بخش تر کردن همان کارهای ناخوشایند هم بود.

وقتی که لازم است اهمال کار باشیم

اهمال کاری همیشه هم بد نیست. خیلی وقت ها واقعا لازم است که ما تصمیم گیری هایمان را عقب بیندازیم تا بتوانیم تصمیم بهتر و عاقلانه تری بگیریم. درست است که این موارد از بدیهیات است اما باور کنید بعضی ها همین بدیهیات را رعایت نمی کنند. این چهار موقعیت که در آن لازم است اهمال کار باشیم  را عجول ها دقیق تر  بخوانند.

۱٫      وقتی وقتش نیست

 وقتی که هیچ فشار زمانی خاصی وجود نداشته باشد،لازم نیست که فورا تصمیم بگیرید. مثلا  وقتی که شما تازه ۱۵ سالتان است تصمیم برای ازدواج اصلا ضروری نیست.

۲٫      وقتی اطلاعات کافی نیست

وقتی که هنوز اطلاعات کافی نیست و تصمیم گرفتن فوری اصلا عاقلانه نیست. مثلا وقتی که می خواهید انتخاب رشته کنید اما هنوز نمی دانید در رشته های مختلف دانشگاه چه خبر است. البته یادتان باشد که چیزی به نام ” اطلاعات کامل” افسانه ای بیش نیست و این جور وقت ها هم نباید آن قدر وسواس به خرج دهید و اطلاعات اضافی انبار کنید.

۳٫      وقتی که موضوع خیلی پیچیده است

بعضی وقت ها تصمیم آن قدر پیچیده، چند بعدی و سرنوشت ساز است که واقعا بهتر است برای تصمیم گرفتان وقت بگذارید و همه جوانب را بسنجید. تصمیم به ازدواج ،طلاق و بچه دار شدن در سطح اول و تصمیم به تغییر رشته، تغییر شغل، تغییر محل کار و یا زندگی در سطح دوم این تصمیم ها هستند.

۴٫      وقتی که اولویت های دو فوریتی دیگری هم هستند

بعضی وقت ها ما یک تصمیم معمولی باید بگیریم اما ناگهان اتفاقی می افتد که تصمیم گرفتن در مورد آن اولویت بیشتری دارد. مثلا وقتی که یکی از اعضای خانواده تصادف کرده است، تصمیم گیری درباره خریدن لب تاپ را باید عقب انداخت. حتما می گویید این که معلوم است! نه جانم معلوم نیست! خیلی ها به همین راحتی این اولویت ها را تشخیص نمی دهند یا آن قدر خودخواهند که خودشان نمی خواهند تشخیص دهند.

با اهمال کاری چه کار کنیم؟

کار امروز را به فردا نینداز!

به گمانم اگر مطلب را تا حالا درست گرفته باشید اصلا نیازی به این بخش پیشنهاد ها نیست. اما به هر حال تنبلی است و هزار درد بی درمان. این چند تا راهکار برای غلبه بر اهمال کار درونتان پیشنهاد می شود.

۱٫      اهمال کاریتان را بشناسید!

 بدانید  چه نوع اهمال کاری هستید.  فعال یا منفعل؟ همیشگی یا موقت؟ اگر یک اهمال کار همیشگی منفعل هستید لازم است که بروید مرحله بعد وگرنه با اهمال کاری خوبتان حال کنید.

۲٫      خوبی و بدی اهمال کاریتان را ردیف کنید

 کدام کارهاست که آن ها را به تاخیر می اندازید؟ این کارها را یکی یکی یاددشت کنید بعد جلو اش یک جدول خوبی ها و بدی ها بکشید و ببینید هر کدام از این کار چه قدر سود دارد و چه قدر زیان. این جوری میزان ضرری که کرده اید درست تر تخمین زده می شود.

۳٫      برنامه بریزید

حالا که به عمق ورشکستگی خود پی بردید، می توانید بنشینید مثل بچه آدم برای ” برون رفت از بحران” ( اسمایلی کارشناس های بخش های خبری تلویزیون خودمان)، برنامه بریزید. برای برنامه ریزی هم کارهای عقب مانده تان را به قول علما “الاهم و فی الاهم” کنید، یعنی اولویت ها را معلوم کنید، بعد برای انجامشان برنامه بریزید.

۴٫      هدف ها را لقمه لقمه کنید

خیلی وقت ها چون که فقط رسیدن به هدف های درشت درشت به ما حال می دهد، کلا با زندگی روزمره حال نمی کنیم. هر روز که آدم به یک هدف بزرگ نمی رسد. برای همین هم کارهای کوچک را هی عقب می اندازیم. به جای هدف های بزرگ، هدف های کوچکتر و کوتاه مدت تر را انتخاب کنید. مثلا برای هدف کلی و وسیعی مثل ادامه تحصیل باید هدفتان را آن قدر خورد کنید تا به  هدف های کوچکی مثل ” پرسیدن درباره منابع از فلان افراد” و  ” خریدن منابع از فلان کتابفروشی در فلان بازه زمانی” برسد.

گام ۵٫ به خودتان جایزه بدهید

هر کدام از کارهای کوچک یا بزرگی که تا به حال عقب افتاده بودند را که انجام دادید خودتان را تشویق کنید تا ادامه راه برایتان خوشایند باشد.

 * منبع: با کمی تصرف، مجله همشهری جوان – سعید بی نیاز

پست های مرتبط

پیام بگذارید