شروعی تازه و ملاقات با آقای هاید

خیلی از دانش آموزا به من گفتن ما می خوایم شروع کنیم به “پیشرفت” و با برنامه و هدف درس بخونیم و البته شروع هم می کنن.

اما چی میشه که ادامه نمی دن؟! و بعضی ها همون اوایل کار جا میزنن؟! 

شروع می کنم اما حوصلم نمیشه . . .

احساس می کنم این روش ها بچه بازیه  . . .

این شیوه ای که میگید وقت بیشتری ازم میگیره . . .

و . . . .

شما هم جمله های بالا رو به کار می برید؟ تو این پست قراره به این مساله بپردازیم.

در واقع پاسخ خیلی ساده است و یا حتی شاید کمی خنده دار!

پاسخ یک اصل کلیه که در تمام ابعاد زندگی صادقه. به محض حرکت ما به سمت پیشرفت و تعالی، نیرویی با تمام قواش وارد میدان میشه که جلوی ما رو بگیره. ممکنه به نظر شبیه داستان های شبانه بیاد اما این حقیقتیه که چه خوشمون بیاد و چه خوشمون نیاد در جریانه وعاقلانه ترین کار اینه که  بپذیریمش.

دوستانی که هنوز باور نکردن کافیه چند سطر دیگه هم با ما باشن تا کاملا متوجه بشن که این مقاله درباره ی اونهاست.

تئودور برایانت یکی از موفق ترین افراد در زمینه مشاوره و راهنمایی برای انضباط شخصی است. او هر ساله ده ها سمینار ، کارگاه و دوره های مختلف برگزار می کنه تا به افراد کمک کنه که بتونن با غلبه بر این نیروی منفی، زندگیشون رو منظم کنن.

او نام این نیروی منفی را آقای هاید گذاشته است.

علت این نام گذاری، رمان معروف دکتر جکیل و آقای هاید است. اصل داستان درباره ی یک دکتر خیراندیش و نیکخواه است(دکتر جکیل) که از طریق انجام آزمایشات شیمیایی بر روی خود، با بیرون کشیدن بعد شیطانی شخصیتش(آقای هاید)، بعد خوب خود را سرکوب می کند.

ملاقات با آقای هاید

بسیاری از دانش آموزان تصریح کردن که مفهوم نفس، شیطان درون یا آقای هاید در پیشبرد اهدافشون بهشون کمک بسزایی کرده بنابراین بیاین ببینیم این آقای هاید از چه ابزار هایی استفاده می کنه

این شیطان درون، چون به تمام گوشه های ذهن ما آشناست، بنابراین به تمام نقاط ضعف ما اشراف داره و در استفاده از اون ها برای شکست دادنمون یه لحظه هم تردید نمی کنه.

اما این شیطان معمولا از پنج تیر زهرآگین استفاده می کنه که اکثر ما تو زندگی تجربشون کردیم.

  • بدبینی
  • منفی بافی
  • سرخوردگی
  • شانه خالی کردن
  • تعلل ورزی

خب بیاید هرکدوم ازین تیر ها رو بررسی کنیم.

بدبینی

فرد بدبین استاد زیر سوال بردن هرچیز خوب و ارزشمند است. اما چطوری؟  با پیدا کردن حتی کوچکترین عیب.

و بلافاصله اون رو انقدر بزرگ نشون میده تا بالاخره موضوع اصلی رو زیر سوال ببره! و ازونجایی که هیچ چیز کامل نیست (مگر ذات پروردگار) یه فرد بدبین همیشه موفق به زیر سوال بردن همه چیز میشه.

حتی ممکنه همین الآن هم آقای هاید دست به کار شده باشه:

چقدر این متن طولانی و خسته کنندس؟

اصلا این به چه درد تو میخوره؟

چرا این کارو ول نمی کنی؟!

بنابراین دراولین قدم باید با بدبینی مقابله کنید

منفی بافی

برای شروع هر تغییر مثبتی در زندگیتون باید نگرشی مثبت داشته باشید تا بتونین با نفس دورنی مقابله کنید. اما یکی از تیر های مورد علاقه ی آقای هاید منفی بافیست. حدس بزنید چطور ؟

با برجسته کردن همه ی اتفاقات منفی زندگیتون!

درحالیکه طراحی اهداف و برنامه هاتون رو آغاز می کنید آقای هاید سعی می کنه توجهتون رو به چیزهای ناخوشایند درباره ی افراد، مکان ها، اشیاء و هرچیزدیگه ای که دستش برسه معطوف کنه تا شما از مسیر اصلی و پیشرفتتون دور بشید.

ور در نهایت شاید سوالی مثل این از خودتون بپرسید: “این همه دردسر و کارهای بی معنی برای چی؟”

آره؛ این همه تلاش برای چی؟تازه بعد از همه ی اینها معلم آدمه گیره، سوال سخت میده. گوشیتو دوست نداری، منحنی تورم صعودیه و گرم شدن هوای کره ی زمین هم واسه خودش معضلی شده! مناقشات روسیه و اکراین به تنگنا کشیده. کلا زندگی سخته و آخر سر هم که مرگ حقه! 

باید بدونید که آقای هاید سعی میکنه نگرش هاتونو در اختیار خودش بگیره و اگر بهش اجازه ی این کارو بدید نصف کارشو انجام داده!

بطور کلی شما هر حرفی به خودتون بزنید، ضمیر ناخودآگاهتون باورش می کنه و دنبال دلیل برای اون می گرده و متاسفانه آقای هاید کاملا با این  قانون عملکرد مغز  آشناست. واگر لازم بشه برای منحرف کردنتون از موفقیت، تمام بدبختی های دنیا رو هم به یادتون بیاره، این کارو می کنه.

پس نذارید از این قانون علیه تون استفاده کنه.

باور کنید نگرشتون صرف نظر از کاری که انجام میدید در موفقیتتون نقش داره. وبدونید همون اندازه که زشتی در دنیا وجود داره زیبایی هم هست.

و این شمایید که انتخاب می کنید به کدوم قسمتش توجه کنید. به قسمت خالی لیوان یا پرش!

سرخوردگی

پس ازش بخواه که کمکت کنه که اون ذات عزیز تا حالا هیچ کسی رو که با صدق دل ازش چیزی خواسته باشه رو از رحمتش ناامید نکرده.

اگر بدبینی و منفی بافی را با هم تلفیق کنیم به  سرخوردگی  می رسیم. در واقع اگر دو تیر پیشین شیطان به هدف نخوره او از سرخوردگی استفاده می کنه.

آقای هاید از تمام نواقص شما اطلاع داره و اگه لازم بشه برخیش رو با هم ترکیب می کنه تا شما رو قانع کنه در شما ضعفی هست که نمی تونید به مسیر یا به روش هایی که بهتون گفته شده عمل کنید.

سوال هایی ازین قبیل می تونن حرف های آقای هاید باشن:

ممکنه این روش ها خوب باشه اما برای من جواب نمیده . . .

این روش ها روی من جواب نمی ده چون من فلان مشکل رو هم دارم که به مشاورم نگفتم.

این روش ها خیلی پیش پا افتاده است. من باهوش تر از اونم که ازینا استفاده کنم.

خلاصه نفستون از همه ی امکاناتی که داره استفاده میکنه تا مجابتون کنه که یا از مسیر و هدفتون دست بکشید و یا مسیرتون رو با دلسردی و نصفه نیمه دنبال کنید.

به خودتون اطمینان داشته باشید. شاید به یاد آوردن پیروزی های پیشین کمکتون کنه.

بدونید که روش هایی که مشاور بهتون میده بر آمده از تجربه است و بعضی از اون ها ده ها سال قدمت دارن؛ این روش ها در سراسر دنیا به افراد زیادی با ویژگی ها و موقعیت های مختلف عرضه شده و موجب شده تا این افراد به موفقیت برسن. پس اگه شما هم می خواید جزو این افراد بشید تردید رو کنار بذارید و هر موقع تیر باران آقای هاید شروع شد، با این جمله یه جواب محکم بهش بدید.

” هیچ چیز نمی تونه مانع من بشه!! ”

درواقع با گفتن این جمله به خودتون، باعث میشد دیگه هاید نتونه حرفای مایوس کننده و بدرد نخورشو ادامه بده و این درست زمانی که شما باید ازش استفاده کنید و بلافاصله تلاشتونو از سربگیرید.

شانه خالی کردن

گاهی هم هاید تلاش می کنه تا انجام کارهای برنامه ریزی شده ی امروز رو انجام ندید. یا بطور کلی برنامه ی امروز رو کنار بذارید.

تلاش می کنه با روش های مختلف مجابتون کنه که زیر بار مسئولیتتون در قبال هدفتون در برید.

پرسش های زیر می تونه از تیر های مورد استفاده ی هاید باشه:

لازم نیست تمام کارهایی که مشاور گفته را انجام دهی؛فقط بیا کمی روی آنها فکر کن اصلا این تمرین ها چه ربطی به پیشرفت دارد؟ همین که درباره ی آنها فکر کنی کافی است شاید اینطوری بهتر هم باشد.

چرا آن بستنی توی فریزر را نمی خوری؟ و یا واتس اپت را چک نکنی؟ برو کمی فیلم تماشا کن! سری به اینترنت بزن!

در واقع اینجا هاید به کارهای دیگه ای اشاره می کنه که ممکنه به نظر شما مهم جلوه کنن در حالی که در حقیقت مهمترین کار شما ایستادن پای تصمیم و هدفتون هست.

گول این شیطان رو نخورید باور کنید که اکثر بخش های زندگیمون بر پایه نظام علت و معلول هست و این تصمیمات و رفتار ماست که موجب میشه موقعیت های مختلفی تو زندگیمون بوجود بیاد.

ممکنه توی مسیری که انتخاب کردید کمی هم دشواری باشه، البته که این یه چیز طبیعیه که خودتون هم می دونید اما این دشواری می تونه با پافشاری شما سر تصمیمتون تبدیل به موفقیت بشه و یا با رها کردن مسیر، بعد از مدتی زیاد تر بشه و مصیبت هایی بیشتر از الآن رو بوجود بیاره.

پس هروقت با موقعیت های بالا مواجه شدید از خودتون بپرسید:

“آیا این حیله ای برای دور کردن من از مسیرم نیست؟”

تعلل ورزی

احتمالا ازین تیر هاید بیشتر از تیر های دیگه اش زخم خورده باشیم. در واقع این جزو محبوبترین تیر های شیطان هست.

” من این کار را بعدا انجام می دهم.”

در اکثر مواقع اون چهار حیله ی قبلی رو به عنوان دلیلی برای به بعد موکول کردن کارها استفاده می کنه تا شما این تعلل ورزی رو موجه تر فرض کنید.

مثلا چون شبکه ی مستند یه مستند جذاب درباره ی فضا داره بیا مطالعه امروزت رو به فردا موکول کن.

گاهی هاید ازین هم فراتر میره؛ مثلا:

تا زمانی که چراغ مطالعه نخرم نمی تونم درس خوندن رو شروع کنم.

یا

من که هنوز تردمیل رو نخریدم پس فعلا نمی تونم برنامه ی کاهش وزنم رو شروع کنم.

بعد از میگه تا هزینه هات رو کاهش ندی نمیتونی پول کافی برای خرید تردمیل جمع  کنی.

و این روند ادامه پیدا میکنه تا سدی از موانع رو سر راه خودتون ببینید و اون موقع دوباره شلیک تیر های قبلی (نظیر بدبینی و منفی بافی) شروع میشه.

و دوباره روز از نو . . .    روزی از نو . . .

نکته ی قابل توجه اینه که تشخیص بدید واقعا الآن به تعویق انداختن کارتون به نفعتون هست یا به ضررتون. شاید سوال زیر بتونه کمی در اینجور مواقع کمک کنه:

” آیا این کار عاقلانه ای هست؟ ”

خوبه اگه دقت کنید که تمام افراد موفق دنیا هم روزشون مثل شما ۲۴ ساعت هست. نه کمتر و نه بیشتر. پس انتخاب با شماست که می خواید به هدفتون و به موفقیت نزدیک تر بشید و بعد ها خاطرات موفقیتتون رو برای بقیه (مثلا فرزندتون) تعریف کنید یا در حسرت همین افراد موفق بمونید.

در پیشبرد یک برنامه مهمترین فاکتور، عمل به اون تعهدات یا همون برنامه است! مهم تر از ریختن برنامه و انتخاب هدف  عمل به برنامه است و چنانچه شما گول نفستون رو بخورید دقیقا زمانی که باید به خودتون کمک کنید مشغول ضربه زدن به خودتون میشید.

این پنج ابزار دقیقا همون ابزار هایی هستن که تا حالا چندین و چند بار موجب شدن اهدافمون رو نصفه و نیمه رها کنیم.

اما دوست خوبم، حالا که تک تک ابزار های شیطان رو میشناسی و تصمیم به تغییری مثبت توی زندگیت گرفتی، یه یا علی جانانه بگو و با تمام توانت جلوی این شیطان بایست تمام کسانی که پیش از تو ازین مرحله تغییر گذشتن و به موفقیت رسیدن گفتن که هرچقدر بیشتر جلوی این نفسمون مقاومت کنیم اون ضعیف تر میشه و وسوسه هاش کمتر میشه.

پس از امروز باید مثل یه سرباز وسط میدون جنگ، شیش دنگ حواست جمع باشه که کدوم یک ازین تیر ها داره به سمتت پرت میشه تا بتونی دفعش کنی.

همونطور که خودتم میدونی تنها کسی که تو تمام این مسیر قدم به قدم، ثانیه به ثانیه باهاته

خداست . . .

یا حق

اردلان تحیری

برپایه نظریه ی پنج مانع انضباط شخصی تئودور برانت

پست های مرتبط

پیام بگذارید